محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

85

مجمع الانساب ( فارسى )

السلطان على بن مسعود و چون مودود وفات يافت پسرش محمود نام خرد بود و سلطنت را نشايست ، برادر مودود را بنشاندند على بن مسعود . و او پادشاهى نيكونفس بود و همان طريقهء آبا و اجداد سپردى و مردى مهيب بود . عاقبت پسر برادرش نام او عبد الرشيد بن محمد بن مسعود كه سالها بود تا دربند بود خلاص يافت و بر وى خروج كرد و على از وى منهزم شد و او را بگرفت و به قلعه فرستاد و خود حاكم گشت . و اللّه اعلم . السلطان عبد الرشيد و چون او سلطان على را بتاخت در آن حرب خيلى از اكابر غزنين منكوب شدند و او غزنين را بگرفت و زدوگير بسيار كرد تا على را بدست آورد و هفت سال ولايت راند . عاقبت غلامى ترك از موالى ايشان [ كه ] غالبا غلام يوسف بن - سبكتكين بوده بود شوكت يافت و بر وى خروج كرد و عبد الرشيد را بگرفت و هلاك كرد و در اين حرب كار ملوك غزنه نيك ضعيف شد و مملكت غور و غرجه و سيستان از ايشان برفت و طغرل بر تخت نشست و دم سلطنت زد . چون چهل روز سلطنت راند جمعى از غلامان آل محمود نمىتوانستند ديد كه بيگانه‌اى بر سر ايشان حاكم باشد ، ناگاه او را از تخت فرو كشيدند و بكشتند و منادى كردند كه سزاى آن كس كه در خداوندگار خود عاصى شود اين است . و چون او را بكشتند پسر سلطان مسعود را بنشاندند نام او ابراهيم . و اللّه اعلم . السلطان ابراهيم بن مسعود و او مردى پاك اعتقاد صافى نيت بود ديندار سنى و عادل و منصف و در جهان هيچ چيز نكرد الا مساجد و اربطه . و در عهد او فتنه و تشويش كمتر بود و چهل و دو سال بر مسند سلطنت متمكن بود و مملكت او سالم و بىفتنه بود و با سلاطين سلجوقى متفق بود و ايشان احترام او را نگاه داشتندى و با همديگر وصلت كردند و روزگارى به سلامت داشت . در شهور سنهء اثنين و تسعين و اربع مائه